السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
49
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
فصل سوم شخصيتهاى جايگزين مسلمانان محتاج مرجعى بودند كه در امور دينى فتوا دهد و بدون كوچكترين مراجعه به روايت رسول خدا ( ص ) احكام اسلامى را برايشان تبيين كند ! بديهى است كه هر كسى نمىتوانست عهدهدار منصب فتوا شود ، زيرا اين كار با مخاطرات بزرگ و مهمى توأم بود و حكومت را با مشكلات و محذورات غير قابل تحمّلى روبهرو مىكرد . اين مسأله خصوصا هنگامى مصداق پيدا مىكرد كه فتواى مراجع با هم تعارض و تناقض داشته يا برخى از مفتيان فتوايى دهند كه از ديدگاه حكومتگران و اطرافيانشان ، به زيان مصالح و منافع حكومت باشد . اين امر مىتوانست فضاى استدلال و احتجاج ، تأييد و ردّ و ابطال آرايى را به همراه داشته باشد . اين به معناى بازگشت به طرح نصوص قرآنى و كلمات و مواضع نبوى به عنوان ابزارهاى اقناع فكرى ، استدلال و احتجاج بود . اين چيزى بود كه حاكميت از آن گريزان بود و هرگز نمىخواست در جامعهء مسلمانى مطرح شود . گذشته از اين موقعيت و اهدافى را تضعيف مىكرد كه سلطه نمىخواست تحت هيچ شرايطى تضعيف شود . تضعيف اين موقعيتها نشان مىداد كه تا چه اندازه از حيث معرفت و آگاهى از قرآن و سنّت ، و احكام دين و تعاليم شرعى در مرتبهء پايينى هستند . اين امر